دل نوشته ها

یادم باشد که: او که زیر سایه ی دیگری راه می‌رود، خودش سایه‌ای ندارد.

یادم باشد که: در حرکت همیشه افق‌های تازه هست.

یادم باشد که: دست به کاری نزنم که نتوانم آن را برای دیگران تعریف کنم.

یادم باشد که: آن ها که دوستشان می‌دارم می‌توانند دوستم نداشته باشند.

یادم باشد که: فرار؛ راه به دخمه‌ای می‌برد برای پنهان شدن نه آزادی.

یادم باشد که: باورهایم شاید دروغ باشند.

یادم باشد که: لب خندم را توى آیینه جا نگذارم.

یادم باشد که: آرزوهای انجام نیافته دست زنده گی را گرفته‌اند و او را راه می‌برند.

یادم باشد که: لزومی ندارد همان قدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.

یادم باشد که: محبتی که به دیگری می‌کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.

یادم باشد که: دل خوشی‌ها هیچ کدام ماندگار نیستند.

یادم باشد که: تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز رو به راه است.

یادم باشد که: هوش یاری یعنی زیستن با لحظه‌ها.

یادم باشد که: آرامش جایی فراتر از ما نیست.

یادم باشد که: برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود!

یادم باشد که: در خسته‌ترین ثانیه‌های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!

یادم باشد که: لازم است گاهی با خودم رو راست‌تر از این باشم که هستم.

یادم باشد که: سهم هیچ کس را هیچ کجا نگذاشته‌اند، هر کسی سهم خودش را می‌آفریند.

یادم باشد که: آن هنگام که از دست دادن عادت می‌شود، به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست.

یادم باشد که: پیش ترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.
یادم باشد که: آن چه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.

یادم باشد که: نیازمند کمک‌اند آنها که منتظر کمکشان نشسته‌ایم.

یادم باشد که: هرگز به تمامی ناامید نمی‌شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.

یادم باشد که: غیر قابل تحمل وجود ندارد.

یادم باشد که: گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوش حال نشان بدهد.

یادم باشد که: خوبی ی آن چه که ندارم این است که نگران از دست دادن‌اش نخواهم بود.

یادم باشد که: وظیفه ی من این است؛ حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.

یادم باشد که: همیشه چند قدم آخر است که سخت‌ترین قسمت راه است.

یادم باشد که: امید، خوش بختانه از دست دادنی نیست.

یادم باشد که: به جستجوى راه باشم، نه هم راه.



یادم باشد که: زخم نیست آن چه درد می‌آورد، عفونت است.
نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1392ساعت 18:56 توسط دومیا|

"عشق" یعنی یکی شدن....



واسه من گل نفرست دیگه دوست ندارم

نمی خوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارم

می دونی میون ما هر چی بود گذشت و رفت

اون بهار آشنایی خیلی زود گذشت و رفت

دیگه از دوست دارم حرفی نزن

آخه عاشقی نیست میون تو و من

من و تو بنده این ما و منیم

اما عشق یعنی با هم یکی شدن

از دلم می پرسم آیا تو رو می بینم دوباره

می پیچه صدات تو گوشم که با خنده می گی آره

خنده های تو غریب و گریه های تو دروغ

تو چی بودی واسه من یک چراغ بی فروغ

دیگه از دوست دارم حرفی نزن

آخه عاشقی نیست میون تو ومن

من و تو بنده این ما و منیم

اما عشق یعنی با هم یکی شدن

نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 11:19 توسط دومیا|

[تصویر: tulip-fields25.jpg]


[تصویر: tulip-fields13.jpg]

نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 11:17 توسط دومیا|

چقدر دلم برای وبلاگ تنگ شده بود...خیلی وقته سر نزده بودممممممممممممم

سلاممممممممممممممم خواب سفیددددددددددددددددددددددد

نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 11:13 توسط دومیا|


بوديم و کسي

پاس نمي داشت

که هستيم

باشد که نباشيم

و بدانند که بوديم

نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1392ساعت 13:27 توسط دومیا|


من و سکوت

سالهاست

در خيال کوير

تمام شن ها را

به جان خار

قسم مي دهيم

ردي از نگاه مرگ

نشانمان بدهند.....!

نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1392ساعت 13:26 توسط دومیا|

چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟ که ناگه دامن از من درکشیدی
چه افتادت که از من برشکستی؟ چرا یکبارگی از من رمیدی؟
به هر تردامنی رخ می‌نمایی چرا از دیده‌ی من ناپدیدی؟
تو را گفتم که: مشنو گفت بد گوی علی‌رغم من مسکین شنیدی
مرا گفتی: رسم روزیت فریاد عفا الله نیک فریادم رسیدی!
دمی از پرده بیرون آی، باری که کلی پرده‌ی صبرم دریدی
هم از لطف تو بگشاید مرا کار که جمله بستگی‌ها را کلیدی
نخستم برگزیدی از دو عالم چو طفلی در برم می‌پروریدی
لب خود بر لب من می‌نهادی حیات تازه در من می‌دمیدی
خوشا آن دم که با من شاد و خرم میان انجمن خوش می‌چمیدی
ز بیم دشمنان با من نهانی لب زیرین به دندان می‌گزیدی
چو عنقا، تا به چنگ آری مرا باز ورای هر دو عالم می‌پریدی
مرا چون صید خود کردی، به آخر شدی با آشیان و آرمیدی
تو با من آن زمان پیوستی، ای جان که بر قدم لباس خود بریدی
از آن دم بازگشتی عاشق من که در من روی خوب خود بدیدی
من ار چه از تو می‌آیم پدیدار تو نیز اندر جهان از من پدیدی
مراد تو منم، آری، ولیکن چو وابینی تو خود خود را مریدی
گزیدی هر کسی را بهر کاری عراقی را برای خود گزیدی
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت 22:27 توسط دومیا|

دل است دیگر 

یا شور می زند 

یا تنگ می شود 

یا می شکند 

آخر هم مهر سنگ بودن می خورد به پیشانی اش ... 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت 22:24 توسط دومیا|

در همین حوالی كسانی بودند كه میگفتند بدون تو نفس نمیكشیم

ولی امروز در آغوش دیگری نفس میزنند.

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت 22:23 توسط دومیا|

آدم ـها بیشتر حرف می زنن و کمتر می نویسن
چون حرف ـها باد هواست و فراموش میشن اما نوشته ها باقی ان
اصلا برای همین به نوشته ها می گن: «یادداشت»
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت 22:23 توسط دومیا|


نامت چه بود ؟ آدم 
فرزند ؟ من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت 
محل تولد ؟ بهشت پاك 
اینك محل سكونت ؟ زمین خاك 
آن چیست بر گرده نهادی ؟ امانت است 
قدت ؟ روزی چنان بلند كه همسایه خدا، اینك به قدر سایه بختم به روی خاك 
اعضاء خانواده ؟ حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك
روز تولدت ؟ روز جمعه، به گمانم روز عشق 
رنگت ؟ اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه 
چشمت ؟ رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان 
وزنت ؟ نه آنچنان سبك كه پرم دئر هوای دوست ... نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك
جنست ؟ نیمی مرا ز خاك ، نیمی دگر خدا 
شغلت ؟ در كار كشت امیدم 
شاكی تو ؟ خدا 
نام وكیل ؟ آن هم خدا 
جرمت ؟ یك سیب از درخت وسوسه 
تنها همین ؟ همین !!!! 
حكمت ؟ تبعید در زمین 
همدست در گناه ؟ حوای آشنا 
ترسیده ای ؟ كمی 
ز چه ؟ كه شوم اسیر خاك 
آیا كسی به ملاقاتت آمده ؟ بلی 
كه ؟ گاهی فقط خدا 
داری گلایه ای ؟ دیگر گلایه نه ؟ ، ولی ... 
ولی چه ؟ حكمی چنین آن هم یك گناه !!؟ 
دلتنگ گشته ای ؟ زیاد 
برای كه ؟ تنها خدا 
آورده ای سند ؟ بلی 
چه ؟ دو قطره اشك 
داری تو ضامنی ؟ بلی 
چه كسی ؟ تنها كسم خدا 
در آ خرین دفاع ؟ می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت 22:22 توسط دومیا|

اکثر آدم ها با مردن برای همیشه می میرند.
عده ی معدودی با مردن یاد و نامشان زنده می ماند.
و گروه برگزیده ای با مردن، یاد، نام و جسمشان زنده می ماند.
برای برگزیده شدن درنگ نکنیم.
نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت 20:7 توسط دومیا|

همیشه اولین کسیو که دوست داری تا ابد هم دوستش خواهی داشت ،گرچه ادعا کنی یکی دیگه رو دوست داری...

اسم یا قیافه رو میشه تغییر داد اما دوستی ، علاقه و ذات رو نه ....

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 23:6 توسط دومیا|

وقتی همیشه دلت میشکنه...

وقتی مقصری بدون تقصیر...

وقتی صداقت داری و دروغ میشنوی...

اونوقته که ترجیح میدی قبل از اینکه ضربه بخوری خودت بری و همه چیزو بذاری کنار....

نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392ساعت 13:11 توسط دومیا|

گاهی وقتا آدم انقدر نسبت به اطرافیانش بی اعتماد میشه که دلش میخواد از همه چیز و همه کس ببره....

دارم سعی میکنم از دنیای مجازی خداحافظی کنم....

مجازی اسمش روشه مجازی... همش دروغه ...آدمای صادق هیچ جایی ندارند...

این وبلاگ هم کمتر از قبل به روز میشه ....

حضورم فقط در انجمن نفس جاوید خواهد بود...

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392ساعت 23:4 توسط دومیا|

با تو که صحبت می‌کنم،

دیگران فکر می‌کنند

دیوانه شده ام،

با خودم حرف می‌زنم!

حالا مهم نیست،

داشتی می‌گفتی...!؟

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1392ساعت 21:30 توسط دومیا|

گاهی وقتا دلت میشکنه اما بی صدا لبخند میزنی 

چون شکستن یا نشکستنش واسه بقیه فرقی نداره...

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1392ساعت 19:59 توسط دومیا|

تصویر به اندازه 15% (600x600) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی (700x700) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر کلیک کنید.
[تصویر:  0.595453001328640459_jazzaab_ir.jpg]
تصویر به اندازه 15% (600x337) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی (700x393) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر کلیک کنید.
[تصویر:  0.167855001328640460_jazzaab_ir.jpg]
تصویر به اندازه 15% (600x401) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی (700x467) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر کلیک کنید.
[تصویر:  0.686614001328640460_jazzaab_ir.jpg]
تصویر به اندازه 15% (600x400) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی (700x466) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر کلیک کنید.
[تصویر:  0.259591001328640461_jazzaab_ir.jpg]
تصویر به اندازه 15% (600x376) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی (700x438) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر کلیک کنید.
[تصویر:  0.792586001328640461_jazzaab_ir.jpg]
تصویر به اندازه 15% (600x398) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی (700x464) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر کلیک کنید.
[تصویر:  0.364330001328640462_jazzaab_ir.jpg]
تصویر به اندازه 8% (600x451) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی (650x488) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر کلیک کنید.
[تصویر:  0.984938001328640462_jazzaab_ir.jpg]
[تصویر:  0.494972001328640463_jazzaab_ir.jpg]
تصویر به اندازه 15% (600x369) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی (700x430) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر کلیک کنید.
[تصویر:  0.067641001328640464_jazzaab_ir.jpg]
تصویر به اندازه 15% (600x480) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی (700x559) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر کلیک کنید.
[تصویر:  0.685895001328640464_jazzaab_ir.jpg]
تصویر به اندازه 15% (600x397) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی (700x463) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر کلیک کنید.
[تصویر:  0.372681001328640465_jazzaab_ir.jpg]
[تصویر:  0.898688001328640465_jazzaab_ir.jpg]
تصویر به اندازه 15% (600x400) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی (700x466) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر کلیک کنید.
[تصویر:  0.591824001328640466_jazzaab_ir.jpg]
[تصویر:  0.122180001328640467_jazzaab_ir.jpg]
تصویر به اندازه 15% (600x396) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی (700x462) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر کلیک کنید.
[تصویر:  0.700031001328640467_jazzaab_ir.jpg]
تصویر به اندازه 15% (600x382) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی (700x445) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر کلیک کنید.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت 20:55 توسط دومیا|

سلام فرشته ها خوبید ؟

سال نوتون مبارک

بچه ها انجمنی هست به اسم انجمن حامیان اهدای عضو که در زمینه اهدای عضو فعالیت داره با هدف ترویج فرهنگ اهدای عضو . معاونت درمان استان فارس و استان چهارمحال و بختیاری با این انجمن همکاری دارند

ما هر کدوم از یه شهر و استان اینجا دور هم جمع شدیم هر کدوم از ما میتونیم معاونت درمانی استان خودمون و حتی هلال احمرها رو دعوت به همکاری با این انجمن بکنیم . میتونید اگر دوست داشته باشید تو این انجمن عضو بشید و باهاش همکاری کنید

آدرسش رو توی لینکامون میزاریم . ضرر نمیکنید اگر سربزنید .

هر کس حاضره سال جدیدش رو با یه کار خوب و خداپسندانه شروع کنه بسم الله

راستی هر کس بخواد میتونه با خط و دلنوشته خودش یکی از این پست ها تو وبلاگ خودش بزاره البته اگر دوست دارید

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392ساعت 22:17 توسط دومیا|

من یک عذرخواهی به "خودم" بدهکارم...
برای اینکه احساساتی بودم
برای اینکه یک رو بودم
برای اینکه غرورم را شکستم و برای اینکه انسان بودم...
"خودم"منــو ببخش...

...
به خاطر "این" هایی که بودم و "آن" هایی که خواهم بود!
خواهش می کنم!

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 22:7 توسط دومیا|


آخرين مطالب
» یادم باشد
» عشق یعنی یکی شدن..
» آرامش..
»
»
»
»
»
»
»
Design By : Pars Skin